ثنا

ثنا جان تا این لحظه 9 سال و 5 ماه و 2 روز سن دارد

ثنا و بیمارستان!!!

سلام ب همه دوستای گلم.خوبید که؟؟؟؟؟

دلم براتون خیلی تنگ شده بود.ولی وقت نکردم بیام پست بزارم.

چهارشنبه  عصر هفته قبل(8/22)ثنا تب داشت ولی زیاد نبود.من خونه دوستم بودم ک خواهرم زنگم زد با گریه و زاری بدو بیا ثنا تشنج کرده...دیگه اون لحظه نفهمیدم دارم چیکار میکنم فقط با دوستم آژانس گرفتم و رفتم بیمارستان...بیمارستان ک رسیدم دیدم عسلم رو تخت خابیده و اکسیژن و صدتا کوفته دیگه بهش وصل کردن و ثنا جون سر تکون دادنم نداره......

خداروشکر ک بازم  ب خیر گذشت و ثنا شنبه ظهر مرخص شد...فقط دکترا گفتن ریه هاش عفونت کرده ک کم کم خوب میشه...

این چن روز تنها چیزی ک گفتم با خودم این بود هیچی مثل سلامتی نیس و با دیدن بیمارای دیگه توی بیمارستان دعا کردم همه مریضها سلامتیشون رو ب دست بیارن....آمین....

همون ساعتای اول توی اورژانس


شب اول.بعد یکی دوساعت ک ثنا رو بردن بخش اطفال.


اینم با لباس بیمارستان.


اینم شنبه ظهر ک مرخص شده و همش میگه دستم اوف شده.

الهی قربونش برم..........


تاریخ : 29 آبان 1393 - 04:40 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 3358 | موضوع : وبلاگ | 3 نظر

؟!؟!؟!

سلام بهمه دوستان.خوبید؟؟؟؟

بخاطر نبودم توی این مدت معذرت میخام.واقعا وقت نمیکنم ک بیام.

هفته قبل ثنا سرماخورده بود و خیلی حالش بد بود.دکترا میگفتن ک ویروسه.ولی هرچی بود ثنا بعد از 3 روز یکم سرحال تر شد.ب قدری تب داشت و بی حال بود ک همش خابیده بود و صداش از گلوش در نمیومد.بابای من ک شب دوم بیماریش واسش گریه کرد.....

ولی الان شکر خدابهتره.


اینم زواری عمه نیره ثنا خانومه.


اینم یدونه از عکس ثنا در حین بیماری.الهی قروبونش برم ک اصلا طاقت نداشتم ببینم مثه همیشه بدو بدو نمیکنه و سرحال نیس...


اینم دیشب از ثنا گرفتم ک با بابا یاسرش گرفته.اماده شدن ک برن عزاداری...


تاریخ : 08 آبان 1393 - 15:42 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 2124 | موضوع : وبلاگ | 3 نظر

$$$$$$

سلام بهمه.خوبید؟؟؟؟

با کلی عکس ثنااومدم.بریم سراغ عکسا.

 


 


ثناعاشق پیتزا و نوووووشابه

 


ثنا باموهایی اشفته و کفش پاشنه15سانتی!!!!

 


ثناخانومم باحجاب شده و باحیـــــــــــــا.

 


ثنا و خریدلباس!!!

 


چندروز پیش دایی من وخانوادش از تهران اومدن و پسرداییم برای ثنا ی ماشین اورد ک ثنا خیلی خیلی دوسش داش و یجورایی عاشقش شد وهمش باهاش بازی میکرد.منم از این فرصت استفاده کردم وچنتاعکس از ثنا خانووووم گرفتم!!!!

 


جمعه هم خاله و داییم رو دعوت کرده بودیم و ثنا وامیرعلی و امیرعباس کلی بازی کردن و شلوغ کردن ماهم مجبور شدیم بهشون بگیم برید طبقه بالا و هرکاری دلتون میخاد بکنید.خخ.



تاریخ : 20 مهر 1393 - 19:32 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 1931 | موضوع : وبلاگ | 2 نظر

#####


سلام به همه.

اول میخام ی معذرت خواهی از همه بکنم ک شاید دیگه کمتر بیام و بهتون سربزنم.ولی همه سعیمو میکنم ک زود به زود بیام.

این روزا ثنا خیلی خیلی شیطون شده و تقریبا همه کلمات و جمله ها رو بیان میکنه.

اینم چندتا از عکسای ثنا خانومییییییی

آش نوموخوامممممممممممم.


دیروز ک من داشتم درس میخوندم ثنا اومد وگفت :حانی منم درس.

منم چندتاکاغذ و خودکار بهش دادم و اونم مشغول درس خوندن شد و هر2دقیقه ای ی بار میگف حانی درسامو خوندم تموم شد.منم میگفتم بازم بخون و اونم درس خوندنشو ادامه میداد!!!!!


اینم بعد از درس خوندن ثنا...

 


تاریخ : 04 مهر 1393 - 18:16 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 1859 | موضوع : وبلاگ | 5 نظر

()()()()()

سلام بهمه ی دوستای من و ثنا...

امیدوارم ک خوب و خوش باشید...

شرمنده ک فاصله بین پست هام طولانیه...

این روزا ثنا فوق العاده شیطون و البته بهانه گیر شده و اکثر کلمات رو دست و پاشکسته بیان میکنه.

اینم ی سری از عکسای ثنا>>>>

چند روز پیش ما و امیرعلی اینا همه رفتیم خونه وجیهه(دخترخاله من) و حسابی بچه ها باهم بازی کردن.

اینم ی دونه عکس ثنا و امیرعلی.امیرعباس هم نیومد عکس بگیره از بس مشغول بازی بود.

 


          *ثنا اماده ی مدرسه رفتن*

  این روزا ثنا هم حال و هوای مدرسه رو داره فکر کنم.

مامانش براش ی کوله خریده و همش کول میکنه و ب مامانش میگه دفتر.عزیزخاله میخاد بره مدرسه.مامانش بهش میگه میخای کجا بری؟؟میگه"مدرسه؛نی نی؛بازی"

اینجا هم ک ثنا غرق در فیلم تماشا کردن هستش ب طوری ک بعضی از شخصیت های فیلم ها رو میشناسه و اسمش هاشون رو میگه!!!!!

 


اینجا هم ثنا در انتظار اومدن مامانی همراه با بستنی!!!!

 

             


تاریخ : 25 شهریور 1393 - 18:36 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 1675 | موضوع : وبلاگ | 4 نظر

؟!؟!؟!؟

 

پنجم شهریور تولد مامان ثنا بود ک خودمون ی تولد 6نفره گرفتیم و ثنا میگف"عسک"و مجبورمون کرد عکس بگیریم.اینا دوتا از عکسا!


 

 

شب جمعه رفته بودیم باغ و کلی مهمون داشتیم بعد از رفتن مهمونا ثنا خانوم امر فرمودن طوطو بیارید و باباحاجی هم رفت و این خروس خوشگله منو براش اورد وثنا کلی باهاش بازی کرد و وقتی خروسه رفت گریه کرد ک چرا رفته!!!!

 


 

اینم چند شب پیش ک رفته بودیم فین جاتون خالی و ثنا کلی بازی کرد و اینجاهم با بابایاسرش داره ماشین سواری میکنه...

ثنا و تخت فنر!!!!


تاریخ : 16 شهریور 1393 - 16:38 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 1755 | موضوع : وبلاگ | 2 نظر

شمال...

سلام ب همه ی دوستای نی نی پیچیمون.

امیدورام ک خوب باشید.

همونطوری ک میدونید ما هفته پیش جاتون خالی رفتیم شمال.ثنا هم توی دریا و...کلی کیف کرد و اصلا نمیخاست ک برگرده.

توی این چند روزی ک نبودم واقعا دلم براتون تنگشده بود.

اینم ی سری از عکسای ثناخانومی.

طلوع افتاب توی اتوبان کاشان-قم


اینم عکس ثنا در حالی ک عینکش رو برعکس زده و ما در تعمیرگاه مجتمع تفریحی-توریستی مهتاب.

 


جای همگی خالی ما عصر رسیدیم نمک آبرود و رفتیم تله کابین.اینم عکس ثنا توی کابین.همش میگف عباسی و فکر میکرد تابه!

 


 


اینم عکس ثنا با باباحاجی(بابای من) اون بالابالاها.وقتی از تله کابین اومدیم بیرون کلی از ی کوه رفتیم بالا و اینجا داریم خستگی مون رو درمیکنیم!!

راسی یادم رفت اینو بگم ک تو علاقه ی خاصی داری ب باباحاجی و باباحاجی گفتن از زبونت میریزه و ی جورایی خودتو لوس میکنی و باباحاجیـــــــم ک دیگه نگو عاشقــــــته.

اوایل من خیلی حساس بودم روی این علاقه باباحاجی ب تو و یجورایی برای منی ک ته تقاری بودم و عزیزباباسخت بود ولی عادت کردم!!!

 


اینم همون بالای کوهیم و ثنا داره بستنی میخوره!

 


اینم شب اول مسافرتمون تو وبابایاسرجونت ک بهش میگی"بابا یا"توی ماشینید.

 


اینم روز دوم مسافرتمون ینی روز اولی ک رسیدیم ب پلاژ بیمه ایران ک بابا حاجی از قبل رزرو کرده بود و اونجا پارک داشت و تودوسداشتی همش توی پارک باشی و همیشه با گریه برمیگشتی...

 


اینم روز اولی ک میخاسیم بریم ساحل و تو خانوم کوچولو کمک میکنی و حصیر رو میاری.


اولین غروب.

 


ایتم قهوه خونس ک ثنا ذوق کرده.

 


 


ثنا و شیطونی هاش.

 


اینم ی درخت خوشگل ک من عاشقش شدمممممممم

 


 



ثناخانوم با عینک بنده.

 


ثنا با کلاه و عینک بنده!!!خخخ



اولین آب تنی ثنا ب همراه باباش.

 


 


 


ی روز ک ماداشتیم قلیون میکشیدم ثنا گف منم میخام یادش دادیم ک بکشه و خیلی دوس داشت و خیلی ماهرانه میکشدید.خخخ

 


 


اینم ی دونه عکس ثنا ک تونستم توی قایق ازش بگیرم.

ثناخیلی میترسید و همش ب مامانش میگف:مامان ترس

 


اب بازی با شلوار!!!!

 


 


 


تاب بازی.

 


 


 


اخرین صبحونمون در پلاژ

 


 


 


 


 



تاریخ : 02 شهریور 1393 - 01:30 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 2198 | موضوع : وبلاگ | 10 نظر

ی خدافظی کوتاه...

سلام به همه

امیدورام ک خوب باشید.

خاستم ازتون ی خدافظی کوتاه مدت بکنم.ما شنبه جاتون خالی میریم شمال.ی مدت نیسم.مراقب خودتون باشید.

در پناه حق...



تاریخ : 24 مرداد 1393 - 01:32 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 1549 | موضوع : وبلاگ | 9 نظر

بازم پارک!

سلام ب همه دوستای نی نی پیجی.

امیدورام ک خوب باشید.

چن روز پیش ثنارو بهمراه امیرعلی و امیرعباس بردیم پارک ک یکم بازی کنن.امیرعلی و امیر عباس ک هر وقت میان آران میخان هر روز برن پارک؛ثنای ماهم ک دیگه نگین!!!ماهم چن روز پیش با مامان امیرعلی و امیرعباس تصمیم گرفتیم بچه هاروببریم پارک.وقتی رسیدیم کلی ذوق کرده بودن و بدو بدو می کردن و ثنا همش منو حرص میداد؛مامان ثنا هم نیومده بود و مسئولیت نگهداری ثنا گردن من بود!!!منم ک امانت دار خوبیم همش حرص میخوردم.خخخ

اینم ی سری از عکسای ثنا؛ببخشید ک کمه،آخه زیاد نمیشد ازشون عکس بگیرم یکی هم اینکه خودم بعضی از وسایلو با ثنا سوار میشدم تا مراقبش باشم و نمیشد عکس بگیرم!!!!









تاریخ : 20 مرداد 1393 - 03:16 | توسط : حانیه-خاله ثنا | بازدید : 1425 | موضوع : وبلاگ | 3 نظر



مشاوره، آموزش، طراحی و ساخت فروشگاه اینترنتی